ياقوت الحموي ( مترجم : منزوى )

442

معجم البلدان ( فارسى )

دو پيشتر گذشت . چنان كه گفتم آغاز درياى فارس « تيز » است اگر رو به شمال آيند . و هرگاه رو به جنوب روند سرزمين « زنج » خواهد بود ، و از تيز رو به خاور دريا گشاد شود و كرانه‌اش از ديبل و قسّ و سومنات مىگذرد كه بزرگترين نيايش‌گاه هند است و نزد ايشان مانند مكه نزد مسلمانان است سپس [ 506 ] « كنبايه » سپس « خور » است و از آن به « بروص » شوند كه از بزرگترين شهرهاى ايشان است ، سپس بيشتر مىپيچد تا به كشور مليبار مىرسد كه از آنجا فلفل مىآورند ، از شهرهاى نامبردارش « منجرور » و « فاكنور » سپس خور فوفل سپس « معبر » است كه از آخرين شهرهاى هند است سپس به شهرهاى چين مىرسند و نخستين آنها « جاوه » است كه دريايى ناآرام و پرخطر را با كشتى به سوى آن مىنوردند ، تا به خود چين رسند . مردم را دربارهء اين دريا و درازا و پهنايش سخنها چنان گوناگون است كه خردمندى گوينده را مشكوك مىنمايد . جزيره‌هاى بزرگ در آن چندان فراوان است كه جز خدا شمار آنها را نداند . بزرگترين و به نام‌ترين آنها « سيلان » كه شهرها بسيار دارد ، نيز جزيره‌هاى « زانج » ، « سرنديب » ، « سقطرا » و « كولم » و جز آنها است . من شكل درياى محيط و چگونگى جدا شدن شاخه‌هاى دريايى از آن را در نقشهء شمارهء ششم « 1 » نشان مىدهم . ( ان شاء اللّه تعالى ) نقشهء 8 . نقل از تفهيم بيرونى ، ص 169 .

--> ( 1 ) . متن : « الصورة السادسة » است ليكن در واقع نقشهء ششم نقشه منارهء اسكندريه است كه در چ ع 1 : 63 بىشماره چاپ شده است .